loader image

آیت الله حسینی بوشهری:

تبلیغ باید توسط نخبگان مورد بررسی و همفکری قرار گیرد

دیدار صمیمانه مدیران اساتید، اعضای هیأت اندیشه‌ورز و مدیران اجرایی بنیاد شیخ انصاری با حضرت آیت الله بوشهری دبیر محترم شورای عالی حوزه‌های علمیه در دفتر ایشان برگزار شد.

دبیر عالی شورای حوزه های علمیه در سخنان خود، ضمن توصیف و تکریم جلسه و شرکت‌کنندگان در آن، بیان داشتند: حقیقتاً این جلسه برای من یک جلسه استثنایی است. امروز من با شنیدن این صحبت‌های بسیار ارزشمند دوستان و اساتید محترم، احساس لذت کردم که من روزی مدیر این حوزه بودم و شاید این عزیزانی که الان در اینجا هستند در دوران مدیریت ما وارد حوزه شده باشند، در دوران مدیریت ما تحصیلاتشان را شروع کرده باشند و الان بزرگوارانی صاحب‌نظر، صاحب‌فکر و صاحب‌اندیشه هستند و طرح‌های نو و نگاه‌های نو دارند و تمام وجودشان عشق به انقلاب و عشق به ادامه‌ی راه امام و عشق به منویات مقام معظم رهبری است. از همین الان برای تک تک شما و عزیزانی که در جلسه نیستند و از همکاران شما هستند حقیقتا دعا می‌کنم، آرزوی موفقیت دارم.

این‌که بیشتر در این جلسه به بحث حل مسئله اشاره کردند، من فکر می‌کنم به دلیل  آن بیان مقام معظم رهبری بود که فرمودند: معیار نخبگی را باید حل مسئله قرار داد و الا دوستان از بحث از استعدادهای فقهی و استعدادهای مدیریتی غافل نبودند که آن هم جایگاه خاص خودش را دارد و ان‌شاءالله باید در این زمینه کار دقیق و روشنی مطرح کرد.

آیت الله بوشهری در رابطه با کارهای نظری انجام شده در حوزه ابراز داشت: ما در حوزه مراکزی داشته‌ایم که از نگاه نظری، سال‌ها کار کرده‌اند، فقط گاهی حرف‌هایی می‌زدند که من باید کلی تأمل می‌کردم که متوجه شوم چه می‌گویند و با چه ادبیاتی صحبت می‌کنند و گاهی یک مجموعه‌ کتابی را جلوی میز من می‌گذارند و می‌گویند که این‌ها کارهای ما هستند که انجام دادیم. من تنها سؤالی که از آن‌ها دارم و بارها سؤال کرده‌ام این است که شما با این پژوهش‌ها و تحقیقاتتان کدام‌ یک از مسائل نظام را حل کرده‌اید؟ اصلا جایی به من نشان دهید که این طرح شما در میدان و اجرا توانسته باشد نقشی را ایفاء کند. بگویید که ما این طرح را نوشتیم و روی آن کار کردیم و الان هم در نظام بانکداری پیاده می‌شود و یا در سیستم دولت و یا در تقنین در رابطه با قوّه‌ی مقننه و یا در رابطه با دستگاه قضاء استفاده می‌شود؟

رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم رویکرد بنیاد شیخ انصاری را یک پشتوانه و عقبه علمی روشن دانست و افزود: رویکرد بنیاد شیخ انصاری با این جملات ارزشی و عمیقی که گوش دادم و توجه می‌کنم، می‌بینم که از ژرفای دل و با یک پشتوانه و عقبه‌ی علمی روشن مطالبی را مطرح می‌کنند، من واقعا امیدوار می‌شوم و ما هم باید این بستر را فراهم کنیم که این ۱۳ طرحی که به عنوان حل مسئله مطرح شد و هر کدام هم واقعا یکی از مسائل مهم است در نظام اسلامی مطرح شود .

ایشان در ادامه با اشاره به ضرورت پژوهش و تعبیه آن در نظام اسلامی  بیان داشتند: ما تا زمانی که نتوانیم یک ارتباط وثیقی بین آنچه که پژوهش می‌کنیم تحت عنوان حل مسئله در سیستم دستگاه نظام اسلامی تعبیه کنیم، همچنان دور خودمان خواهیم چرخید. بعد از مدتی سرخورده خواهیم شد و می‌گوییم که؛ این هم به نتیجه نرسید.

آیت الله بوشهری در ارتباط با طرح «مدرسه راهبری حلّ مسأله» در بنیاد شیخ انصاری اظهار داشت: یکی از طرح‌های بنیاد شیخ انصاری مدرس راهبری حلّ مسأله است که خیلی طرح جالبی است، یعنی به جای این‌که ما یک‌دفعه طلبه‌ی درس خارج‌خوان را بدون مقدمه وارد عرصه‌ی مسئله‌محوری و حل مسئله کنیم، از اول آرام آرام آشنا کنیم، تا زمانی که وارد کار می‌شود، احساس کند که ما دیگر نیازی به آموزش جدید برای او نداریم و خودش راه را رفته و الان مسلّط بر کار شده است و با یک آموزش جزئی عرصه‌ی کار را به دست می‌گیرد.

وی در رابطه با دیگر بنیاد با عنوان «ترویج گفتمان مکتب فقهی امام خمینی (ره)» بیان داشت: راجع به فرمایشاتی که نسبت به مبانی حضرت امام راحل (ره) فرمودید، واقعا دغدغه‌ی ما و شورای عالی هم است و این انتظار را از شما داریم که این کار را حتماً انجام دهید و بنده به عنوان یک فرد کوچک در این حوزه کار شما را تحسین می‌کنم.

آیت الله بوشهری با اشاره به سخنان برخی از اساتید مبنی بر جلوگیری از نهال فروشی و استخدام سرمایه‌های حوزوی در دستگاه‌های مختلف خاطر نشان ساخت: من همیشه به بعضی از دوستان گفته‌ام که ما نباید نیرو تربیت کنیم تا جذب دستگاه اجرایی شود توجیه‌گر حرف‌های آن‌ها شوند.

وی در پایان افزود: امیدواریم موفق باشید، شما امیدهای آینده‌ی حوزه هستید، و همه مسئولان باید بیایند و این مطالب را از عزیزان حوزوی ما بشنوند. امروز ده‌ها نیروی خلاق، فعال، خوش‌فکر و آشنا با مسائل روز در این حوزه هست، منتها قدر آن‌ها دانسته نمی‌شود. این بنیاد شیخ انصاری است که باید دست در دست این‌ها بگذارد و از اندیشه و فکر این‌ها استفاده کند و این دیدگاه‌ها را وارد بدنه‌ی نظام کند که ما خروجی کار نظام ببینیم.

ابتدای این جلسه حجت الاسلام و المسلمین بهاری قراملکی مدیر دفتر امور نخبگان حوزه علمیه و رییس بنیاد شیخ انصاری گزارشی از تاریخچه شکل‌گیری بنیاد و برنامه‌های پیش‌رو ارائه دادند، در این ارتباط وی بیان داشت:  از سال ۱۳۹۹ یک طرحی به نام «طرح شهید بیاضی‌زاده» توسط عزیزان و دوستانمان در مرکز خدمات، آغاز شد و زحمات خوبی کشیده شد. از اواسط سال ۱۴۰۰ بر اساس صلاحدیدی که بزرگان حوزه داشتند، طرح به مرکز مدیریت واگذار شد و قرار بر این شد که ادامه‌ی طرح در دفتر نخبگان و استعدادهای برتر مرکز مدیریت پیگیری شود. بر اساس برنامه‌ریزی که صورت گرفت از سال ۱۴۰۱ طرح جدید رقم خورد که بر اساس آن، هم در شیوه‌ی شناسایی و هم در تعداد افراد جامعه‌ی هدف و هم در بحث رشد و تعالی و توانمندسازی عزیزان تدبیر شد و برنامه‌ریزی صورت گرفت که در سه عرصه‌ی استعدادهای فقهی، استعدادهای مدیریتی و استعدادهای حل مسئله، حدود ۲۱۵ نفر از عزیزان با فرآیندهایی که وجود داشت، شناسایی شده و فعالیت‌هایی انجام گرفت.

وی در رابطه با تاسیس بنیاد شیخ انصاری ابراز داشت: بعد از گفتگوهای زیاد و تأکید اعضای شورای سیاستگذاری، تصمیم بر این شد این طرح را به عنوان«طرح شیخ انصاری» دنبال کنیم که همین طرح هم در ادامه و با صلاحدید دبیر محترم شورای عالی و مدیر محترم حوزه‌های علمیه، بنا بر این شد که بنیادی با عنوان «بنیاد شیخ انصاری تأسیس و همه طرح‌ها ذیل بنیاد طراحی، برنامه‌ریزی و اجرا گردد که چند مصلحت  در این تصمیم وجود داشت: یکی از این مصلحت‌ها این بود که بتوانیم طرح را در حوزه ماندگار کنیم و دیگری این‌که دستخوش تغییرات نشود تا بتوانیم یک ثباتی در تصمیمات و برنامه‌ریزی‌ها داشته باشیم و با تغییراتی که در برهه‌های خاصی در ساختارهای مرکز مدیریت اتفاق می‌افتد، تحت تأثیر آن تغییرات قرار نگیرد. لذا قرار شد با تأسیس چنین بنیادی یک هویت مستقلی به طرح داده شود و امروز عرض می‌کنم که کار ثبت بنیاد هم کاملا تمام شده است و ان‌شاءالله ما طرح را از این به بعد در ذیل همین عنوان «بنیاد شیخ انصاری» پیگیری خواهیم کرد که ان‌شاءالله برکات زیادی بر آن مترتب خواهد شد.

مدیر دفتر نخبگان در مورد کارهایی که در آینده در این بنیاد شکل می‌گیرد اظهار داشت: بنیاد شیخ انصاری در تمام برنامه‌ریزی‌های خود، رویکرد حلّ مسأله را دنبال می‌کند و در تربیت سرمایه‌های حوزوی این رویکرد را اصل اساسی برنامه‌ها قرار داده است که معاون محترم علمی بنیاد جناب حجت الاسلام و المسلمین در این خصوص توضیحات بیشتری را ارئه خواهند داد.

حجت الاسلام والمسلمین امرودی عضو هیئت موسس بنیاد شیخ انصاری در سخنرانی خود در این جلسه ابراز داشت:

زمانی که پیامبر(ص) به دنیا آمدند ۱۴ کنگره از کسری شکست، گویی ۱۴ قرن دیگر تمدن جدیدی ایجاد خواهد شد. این جمله را می‌بینید که می گویند؛ این قرن، قرن اسلام است. بعضی فکر می‌کنند که قرن هجری شمسی است. نه، امام سال ۱۴۰۰ در روز ولادت پیامبر(ص) فرمودند که یک تمدنی اتفاق افتاده است. مؤلفه‌های تمدن چیست؟ خیلی‌ها آمدند و حکومت کردند و تمدن هم تشکیل ندادند و خیلی‌ها هم تمدن داشتند. مایزه‌ی این تمدن با تمدن‌های قبلی چه بوده است؟ تمدن‌سازی می‌شود که ما امروز دنبال آن هستیم.

وی در رابطه با بیانات حضرت آقا در بیانیه گام دوم انقلاب ابراز داشت: حضرت آقا در گام دوم انقلاب سه جمله فرمودند: ۱. وظیفه‌ی شما خودسازی است. در ذیل آن هم دو چیز را فرمودند: ۱. کادرسازی و ۲. پایش نیروی انسانی. یعنی آدم خوب‌هایتان را خوب نگه دارید و حفظ کنید. دوم جامعه‌پردازی است و سوم هم تمدن‌سازی را فرمودند. ما در این تمدن جدید مؤلفه‌هایی داریم – که من معتقدم ۵۰ سال گذشته است – که در تمدن‌های دیگر نبوده است. تمدن‌ها را که ساختمان‌ها نمی‌سازند. ساختمان‌ها نشان می‌دهند که چه خبر بوده است. خیلی از تمدن‌ها شهید دادند، اما شهادت بیرق آن‌ها نبوده است. خیلی‌ها از علما تبعیت کردند اما ولایت بیرق آن‌ها نبوده است. خیلی‌ها راجع به مهدویت صحبت کردند اما مهدویت بیرقشان نبوده است، خیلی‌ها از حجاب صحبت کردند… و تک تک عناصر دارد شکل می‌گیرد. تمدن‌ها مطهری خلق کرد. در این تمدن مطهری خلق شد، امام خلق شد، رهبری خلق شد، حاج قاسم خلق شد . وقتی در ۲۰۰ سال آینده بخواهند تمدن ما را تعریف کنند، باید روی آدم‌هایش حرف بزنند که یکی این است که الان شما راجع به حضرت امام و مظلومیت امام فرمودید، نه تنها امام، طلبه‌ها، روحانیت و اسلام هم مظلوم هستند.

وی در پایان افزود: من معتقدم که امروز هر کسی خلاف جریان انقلاب کار کند نه تنها به شهدای انقلاب، شهدای قبل از انقلاب، تمام شهدایی که از صدر اسلام زحمت کشیده‌اند و این الماس و این جواهر را به ما رسانده‌اند، باید به تمام این شهدا در طول تاریخ جواب دهد.

حجت الاسلام تاکی معاون علمی بنیاد شیخ انصاری در رابطه با تفکر اصلی در این بنیاد ، بیان داشت:  تفکر اصلی که حاکم بر طرح شده است این است که؛ علمیت عمیق و وسیعی در حوزه تولید می‌شود ولی این علمیت انباشتی پیدا کرده که نمی‌تواند با واقعیت عینیت مسائل ارتباط برقرار کند و مسائل را حل کند. شاید اصلی‌ترین عاملی که باعث بی‌انگیزگی طلاب و حتی اساتید در جامعه‌ی علمی حوزه شده است این است که احساس می‌کنند بدون فایده هستند، چون نمی‌توانند علمشان را پای صحنه ببرند. حل مسئله یعنی همین، یعنی امتداد دادن دانش حوزوی و رساندن به حل مسائل عینی و در این فرآیند هم دانش است، هم اندیشه است، هم مهارت و مباحث پیرامونی آن است . در واقع هسته‌های حل مسئله سه رکن اصلی دارد؛ مسئله‌ی عینی، استاد سطح عالی که بالای ۵ الی ۷ سال استاد سطح عالی بوده که قوام علمی او ثابت شده و محرز باشد و گروهی که در کنار این استاد هم به استاد کمک می‌کنند و هم خودشان تربیت می‌شوند. شاید بتوانیم بگوییم که پایه‌ای‌ترین کاری که این طرح می‌کند این است که شاید بتواند تا ۲-۳ سال دیگر مثلا به امید خدا ۲۰۰ نفر طلبه تربیت کند.

وی پیشران بنیاد شیخ انصاری را هسته های حل مسئله دانست و ابراز داشت: پیشران بنیاد شیخ انصاری هسته‌های حل مسئله است. یعنی نقطه‌ی عطفی که اساتید سطح عالی و طلابی که ورود به درس خارج کرده‌اند حول استاد هسته تشکیل می‌دهند و حرکت می‌کنند.

معاون علمی بنیاد شیخ انصاری از مدرسه راهبری حل مسئله به عنوان یکی از طرح های بنیاد شیخ انصاری نام برد و افزود: یکی از طرح هایی که در بنیاد شیخ انصاری وجود ، مدرسه‌ی راهبری حل مسئله است. با ۱۰ تا از مدرسه‌های برتر سطح عالی حوزه، صحبت شده که؛ ما می‌خواهیم طلبه‌های برتر مدرسه را وارد فرآیند تربیت حل مسئله کنیم. از طرف دیگر با حدود ۸ اندیشکده‌ در قم و یکی در تهران که مزیت حل مسئله دارند صحبت شده است که؛ مزایای خودتان را برای این طلبه‌ها با مدیریت بنیاد شیخ انصاری ارائه دهید. به عنوان نمونه یک مجموعه‌ای شبیه‌ساز شورای نگهبان را برگزار کرد که طلبه‌ها به آنجا می‌رفتند و با قانون اساسی آشنا می‌شدند. کاری که در متن شورای نگهبان انجام می‌شد را می‌دیدند و یک مسئله هم خودشان باید با توجه به آن کار حل می‌کردند.

وی  در مورد مدرسه حل مسئله اظهار داشت: مدرسه حل مسئله مدرسه‌ی فیزیکی نیست، مدرسه‌ای است که این جلسات را در خود مدارس انجام می دهد، اساتید طراز فرستاده می‌شود و با موضوعاتی که در شورای راهبری و فکری تنظیم شده، افراد دوره‌هایی را می‌گذرانند. دوره‌ها هم دانش حوزوی دارد، هم اندیشه‌ی اجتماعی اسلامی دارد و هم ارتباط با عینیت دارد و هم در لایه‌ی آموزش، پژوهش و مهارت دوره‌ها ترسیم شده است.

این استاد حوزه علمیه قم در رابطه با اهداف مدرسه راهبری حل مسئله بیان داشت: مدرسه‌ی راهبری حل مسئله در واقع دو هدف را پیگیری می‌کند؛ یکی این‌که دارد بستری فراهم می‌کند که طلاب قبل از رسیدن به خارج، آشنایی، دغدغه و علاقه به حل مسائل نظام اسلامی پیدا کنند و دوم این‌که بهترین نوع شناسایی و بهترین بستر شناسایی است. یعنی یک شناسایی است که شما طلبه را در طول ۴ سال شناسایی می‌کنید و بعدا وارد طرح می‌کنید. این‌ها فقط دارند آموزش می‌بینند، ما در آنجا استعدادسنجی می‌کنیم، نمره‌ها و نظر اساتیدشان را می‌گیریم و یک شناسایی مستمر خواهیم داشت و بعدا این‌ها وارد هسته‌ها می‌شوند.

تاکی در رابطه با شکل گیری طرح ترویج گفتمان مکتب امام خمینی اظهار داشت: ما یک مشکل نظری داشتیم. ما الگوی حل مسئله‌ی تدوین شده نداریم. بزرگانی داریم که زحمات زیادی در قسمت‌هایی کشیده‌اند ولی متأسفانه یک الگوی کامل تدوین شده نداریم، ما مرحوم امام را به عنوان منشأ و منبع اصلی و محور اصلی انقلاب که حل مسئله‌ی واقعی انجام دادند را معیار قرار دادیم، با تمرکز بر دهه‌ی ۶۰ مرحوم امام که اوج حل مسئله‌ی مرحوم امام است، ترویج گفتمان مرحوم امام شکل گرفت که اساتید مبرز حوزه در آنجا به تدریس می پردازند. وی در پایان بیان داشت: ما یک سازمان رصدی تعبیه کردیم که سازمان رصدمان با اصلی‌ترین مراکز رصد و نظارت و ارزیابی کشور از امام صادق(ع) گرفته تا جاهای دیگر، دانشگاه‌ها و جاهایی که روی رصد کار کرده بودند، ارتباط برقرار کرده و  دوره‌هایی را هم برای رصد و ارزیابی برگزار کردیم که بدانیم این طلبه‌ای که در این گروه هست استعداد حل مسئله و قابلیت رشد در فرآیند حل مسئله را دارد یا خیر.

در ادامه جلسه اساتید بنیاد شیخ انصاری به بیان مباحث خود پرداختند:

حجت الاسلام حیدری: موضوع من در این طرح بازنمایی معصومان و مقدسان در سینمای رئال بود.

در این چند سال متأسفانه می‌بینیم که مرجعیت فکری حوزه‌ی علمیه در کشور و نظام کمرنگ شده است. هم در بخش عمومی و هم در بخش خصوصی کمرنگ شده است. من فکر می‌کنم که ما از فقه هنجاری یا فقه نظری به فقه کاربردی نرسیده‌ایم. در فقه، نظریه موضوعات به صورت کلی مطرح می‌شود که با موضوعات عینی که هزاران قیود عینی دارد فاصله دارد و حل این قیود گویا بر عهده‌ی کاربر نهاده شده و کاربر هم نمی‌تواند این‌ها را حل کند. یعنی این بخش حلقه‌ی مفقوده‌ی فقه کاربردی در بحث‌های فقهی ما بوده است. از طرفی هم برای اجرای فقه و اجرای آموزه‌ها در مقوله‌ی حکمرانی، ما نیازمند تمام آموزه‌های دینی هستیم، نه فقط آموزه‌های فقهی.از این طرف هم به‌کارگیری آموزه‌های غیرفقهی نیازمند روش است. یعنی صرفا با روش فقهی حجیت نمی‌توان این آموزه‌ها را به کار گرفت. اینجا هم می‌بینیم که با خلاء فقه کاربردی به عنوان ارائه دهنده‌ی پیشنهادهای عینی روبه‌رو هستیم و هم با خلاء در بحث روش یا روش‌های تحقیق روبه‌رو هستیم.

بحث بازنمایی معصومان و مقدسان در سینمای رئال در نظر بگیرید. آیا می‌توان چهره‌ی معصوم(ع) را در سینما بازنمایی و بازسازی کرد و نشان داد؟ و آیا یک شخصی به عنوان بازیگر می تواند نقش معصوم را بازی کند . آنچه که فقه موجود و فقه نظری ما می‌گوید، این است که می‌گوید: اگر هتک حرمت باشد جایز نیست. اگر اضلال باشد جایز نیست. حالا این‌که هتک حرمت هست یا هتک حرمت نیست. اضلال هست یا اضلال نیست، این همان حلقه‌ی مفقوده می‌شود. یا شما همین موضوع را در بحث تصویرگری معصومان و مقدسان در کتاب‌های درسی و کتاب‌های کودک ببینید که آیا می‌توان تصویرگری کرد یا نمی‌توان تصویرگری کرد؟ باز دوباره همین است، یعنی اگر اضلال باشد جایز نیست، اگر هتک حرمت باشد جایز نیست. هتک حرمت هست یا نیست؟ بحث‌های مفصلی مطرح است که اگر تصویرگری نشود، هتک حرمت می‌شود، اگر تصویرگری نباشد چه بسا اضلال پیش می‌آید. از این طرف می‌بینیم که خود تصویرگری هم اضلال دارد و هم در خیلی از موارد به هتک حرمت می‌انجامد. این‌که این قسمت را چه بخشی باید تولی کند؟ این‌که آیا اضلال محقق می‌شود یا نه؟ این هتک حرمت محقق می‌شود یا نه؟ این نیازمند مباحث فقه کاربردی است، نیازمند به‌کارگیری شیوه‌ها و روش‌های جدید در استنطاق از کتاب و سنت است.

من عرض می‌کنم که این فقه کاربردی این روش‌ها را ایجاد می‌کند و نیازها را بیان می‌کند و به حل نیازها می‌پردازد و شاید یکی از برکات و نکاتی که من در این چند سالی که مشغول هستیم و یک سالی که در این طرح این بحث‌ها را داریم پیش می‌بریم، دیدم، ابراز علاقه و استقبال بخش خصوصی بود. ناشران متدین الی ماشاءالله خودشان مراجعه می‌کنند، نشست‌ها را برگزار می‌کنند و از این مباحث استقبال می‌کنند. بسیاری از سینماگرها خودشان استقبال می‌کنند و نتایج تحقیقات را می‌خواهند. می‌خواهم عرض کنم که حتی چه بسا نیازمند جعل قانون و اجبار نیست. خود مردم متدین استقبال می‌کنند و خودشان به سراغ حوزه و این مباحث حوزوی می‌آیند و به نوعی ما می‌بینیم که این مرجعیت فکری حوزه دوباره دارد برمی‌گردد و ان‌شاءالله پیش می‌رود و احیاء می‌شود. خیلی عذرخواهی می‌کنم و در این جمع نباید این حرف‌های تکراری را عرض می‌کردم. عذرخواهم.

حجت الاسلام فرحانی:

ما یک مشکلی در ریزش نخبگانی حوزه داریم. نخبه فکر می‌کند، نخبه ساعت‌هایی از روزش را به دغدغه‌های بالای نظام، بالای اجتماع و چالش‌ها فکر می‌کند. نخبه چطور می‌تواند بماند؟ نخبه علم‌گرا است، می‌خواهد با علم به میدان برود. چطور می‌تواند بماند؟ وقتی ببیند که علم او خاصیت دارد. این حل مسئله خاصیت علم نخبه را به او نشان داد. البته ابتدای راه است تا کامل شود. شرکت دانش‌بنیان در حوزه‌های فنی و مهندسی معلوم است، اما دانش‌بنیان در حوزه‌های علوم انسانی و حوزوی چگونه است؟ این نخبه بیاید و حل کند خیلی خوب است. این اتفاق دارد به برکت شما بزرگواران و اساتید اتفاق می‌افتد که تشکر می‌کنم.

ما نسبت به حضرت آقا یک مظلومیتی داریم. هر جایی هر کسی حکومت دارد، اگر به دنبال یک نحله و فکر است، آن فکر را امتداد می‌دهد. حالا مثال نقض این ماجرا امام و حضرت آقا هستند که حکومت دستشان بود اما مظلوم هستند، یعنی ما فکر حضرت آقا و امام را در میدان نمی‌بینیم. در حالی که این بزرگواران حل مسئله کردند، یعنی از نظام مشکل حل کردند .

ما امروز در اندیشه‌ی بزرگان حوزه‌های این‌چنینی این ماجرا را مطرح داریم و در دنیا هم مطرح است. می‌گویند که؛ علوم فنی و مهندسی و پزشکی و چه و چه سخت‌افزار تمدن هستند، علوم انسانی نرم‌افزار تمدن است. ما این را از بزرگان حوزه هم شنیده‌ایم. من عبارت از حضرت آقا می‌آورم. حضرت آقا این تقسیم را به این شکل نمی‌پذیرند. حضرت آقا یک صورت‌بندی ارائه می‌دهند که بخشی از این صورت‌بندی در علوم انسانی فعلی است، اما یک علم کامل نیست، بخشی از آن مسائلی است که حتی در علوم انسانی فعلی در صورت‌بندی علوم وجود ندارد، اما آقا می‌فرمایند که؛ این‌ها مسئله‌ی تمدن نوین اسلامی است. روی این مسائل دست می‌گذارند. معلوم می‌شود که این مرد متفکر است، غیر از حیث رهبری و زعامت سیاسی، یک مدل فکری دارد. اما به خاطر تواضع اندیشمندان خودش را به عنوان یک اندیشمند در عداد بقیه مطرح نکرده است. اما ما می‌توانیم سربازی کنیم، آن هم برای نجات دادن ماجرا.

پس ما یک فکری را در اینجا داریم که توسط امامین انقلاب ترویج شده و می‌توانیم این را امتداد دهیم. ما زمانی می‌توانیم حل مسئله‌ی فقهی داشته باشیم که یک دستگاه استنباطی داشته باشیم که مثل یک تابع ریاضی عمل کند که ورودی آن روایت باشد و خروجی آن فتوای ناظر به مسئله باشد. این دستگاه استنباطی وقتی می‌خواهد ناظر به مسئله نگاه کند، چون عالی است، نمی‌تواند اجزای آن حذف شود، یعنی اگر این ۹۸ درصد باشد، ۲ درصد از آن هم ناقص باشد، ما به حل مسئله با فتوای معتبر و حجت نمی‌رسیم. اندیشمندان بسیار بزرگی در حوزه خدمات بسیار زیادی انجام دادند تا این دستگاه کامل و کامل‌تر شد. اما وقتی آدم نگاه می‌کند می‌بیند که ما یک خلاءها و نقصان‌هایی در نظامات اجتهادی داریم که بزرگان حوزه هم هستند. آن کسی که این منظومه را از جهت علمی با قطع نظر از امامتش کامل کرده حضرت امام است و بعد هم اجرا کرده است. همان‌طور که برادر عزیزمان حاج‌آقای تاکی گفتند. پس به نظر می‌رسد که ما باید این کار را به همین شکل و اتفاق انجام دهیم.

ما سعی کردیم از دستگاه اجتهادی امام خروجی بگیریم. یکی از مشکلات دستگاه امام این است که وقتی به امام پرداخته می‌شود، می‌گویند خطابات قانونی. وقتی به امام پرداخته می‌شود، می‌گویند نگاه عقلایی. اما نهایتا منظومه چه شکلی است؟ امام یک نگاه عرفانی دارد که از مصباح الهدایه شروع می‌شود و تا تعادل و تراجیح، پایان نگاه اصولی او است و بعد هم کتاب البیع و کتاب الطهاره نوشته است. این دستگاه چه شکلی است؟ آن را نقاشی کنید. بعد چطور می‌بینیم مسئله‌ی موجود نظام را به آن بدهیم و از آن خروجی بگیریم؟

امروز دوستان خوب متدین و انقلابی ما در صداوسیما و در نهادهای هنری مسئول دفاتر موسیقی هستند، می‌گویند که؛ می‌شود به ما بگویید که ما با موسیقی چه کنیم؟ ما نمی‌توانیم به آن‌ها جواب دهیم. ما سعی کردیم مسئله‌ی موسیقی، مسئله‌ی ساختار نظامات آموزشی، چه آموزش عالی و چه آموزش و پرورش، مسئله‌ی حضور زن در ورزشگاه و چند مسئله‌ی دیگر را در ماتریس نگاه امام قرار بدهیم و یک خروجی اولیه بگیریم که بگوییم این پاسخگو است.

حجت الاسلام اسدپور:

جریان حل مسئله همان‌طور که فرمودند یک نهال مبارکی است که در این سالیان غرس شد و به شدت به تدبیر و مراقبت نیاز دارد. و نیاز دارد به این‌که از تمام جنبه‌ها و تمام اطراف قضیه محافظت شود. همان‌طور که فرمودند تمام دغدغه این است که جریان حل مسئله‌های عینی و مسئله‌های واقعی کاملا امتداد دانشی و امتداد تراث گرانقدر حوزه‌های علمیه باشد، هم تراث حکمی و معرفتی حوزه‌های علمیه و هم تراث فقاهتی و دستگاه استنباطی و اصولی حوزه‌های علمیه را واقعا به جدّ معتقدیم که این توان و این امکان را دارد که بتواند مسائل واقعی و عینی حکمرانی و مسائل واقعی و عینی اجتماعی را… . بر این تأکید داریم که در کارگروه‌های حل مسئله هم مسئله‌های حاکمیتی و حکمرانی محور پرداخت و بحث‌ها قرار بگیرد و هم این‌که ما از فرهنگ و عرصه‌ی اجتماع غفلت نکنیم و کاملا مسئله‌های عینی جامعه و فرهنگ را هم مدنظر قرار دهیم.

اما همان‌طور که مستحضر هستید تشخیص مسئله از نامسئله، فرآیند حل مسئله‌های واقعی، اولویت‌هایی که باید بین مسئله‌ها لحاظ شود، اولویت‌هایی که باید در حوزه‌ی روش‌شناسی حل مسئله‌ها لحاظ شود و هم این‌که در حل مسئله‌های عینی هم تراث دانشی فعال شود و هم یک عقلانیتی بتواند این تراث دانشی را به یک فرآیندی تبدیل کند که بتوان با آن فرآیند مسئله‌های واقعی را حل کرد، نیاز داریم. هم بعد از حل نظری ماجرا بایستی آن مرحله‌ی اجرایی آن، طراحی مدل و مرحله‌ی اجرا و اقدام و اقامه‌ی دین و اقامه‌ی شریعت به درستی اتفاق بیافتد.

به نظر می‌رسد که ما در اینجا با یک چرخه‌ای مواجه هستیم، چرخه‌ای که بتواند این اندیشمند و متفکر را از مرحله‌ی مواجهه با مسئله راهبری کند. عرض کردم که بتواند مسئله را از نامسئله تشخیص دهد. در مسئله‌های واقعی بتواند نظام اولویت‌ها را انجام دهد. فرآیند روشی ماجرا را بتواند درست گزینش کند و متناسب با آن اقدام کند و بعد از حل نظری و دانشی ماجرا بتواند برای اجرا و اقدام فعالیت کند. برای اجرا و اقدام هم نیاز به نهادسازی در حوزه‌ی اقدام و اجرا داریم که هم می‌توان از ظرفیت‌های موجود حاکمیت نهایت استفاده را برد، همان‌طور که عطش آن کاملا از طرف حاکمیت وجود دارد و ابراز می‌شود و هم می‌توان از بدنه‌ی اجتماعی طلاب، از بدنه‌ی اجتماعی حضور روحانیت در صحنه‌ی اجتماع و فرهنگ بهره برد و اینجا باید یک عقلانیت نهادی و عقلانیت ساختاری هم برای مرحله‌ی اقدام و اجرا رقم بخورد.

بنیاد شیخ انصاری این توان و این ظرفیت و این امکان را دارد که کاملا بتواند مرجعیت حل مسئله‌ی حوزه به شمار بیاید. هم طرف مواجهه‌ی با حاکمیت قرار بگیرد و هم طرف مواجهه‌ی با بدنه‌ی مبلغین از طلاب، بدنه‌ی فرهنگ‌سازان از طلاب قرار بگیرد. اگر این بنیاد بتواند درست صورت‌بندی شود و درست اقدام کند کاملا می‌تواند ترجمان تبدیل مسئله‌های واقعی به ادبیات دانشی شود. این را خیلی نیاز داریم. آن حلقه‌ی وصلی که بتواند مسئله‌های واقعی میدان را به زبان دانشی به خصوص زبان فقهی تبدیل کند. ما با این چالش مواجه هستیم که الان مسئله‌های حکمرانی در عرصه‌ی حاکمیت در تهران رقم می‌خورد اما حوزه‌ی علمیه گارد مواجهه با این مسئله‌ها پیدا نمی‌کند، چون به ادبیات دانشی حوزه تبدیل نشده است و خود حوزویان باید این را انجام دهند. حوزویانی که دستی بر آتش علوم انسانی دارند، دستی بر آتش میدان و واقعیت عینی دارند. این‌ها با تسلطی که بر دانش‌های حوزوی دارند می‌توانند ترجمان تبدیل مسئله‌های واقعی به ادبیات فقهی و زبان حکمی و معرفتی حوزه‌ها شوند. وقتی این وارد عرصه‌ی دانش شد، طبیعتا جریان دانش شکوفا می‌شود و پرداخت می‌کند. ما در برهه‌های مختلف تطور حوزه‌های علمیه این را داشتیم. در دوره‌هایی که حوزه‌ها جامعه‌سازی و تمدن‌سازی کرده‌اند دقیقا همین اتفاق افتاده است. فقیه، زعیم و بزرگی مسئله‌های واقعی میدان را تشخیص داده است و این را در ادبیات دانشی یک دانش مطرح کرده و بعد جریان علمی همسو با آن زعیم و بزرگ حرکت کرده و جلو آمده است.

همان‌طور که فرمودند امام راحل بزرگوار و تمام متفکرین انقلاب اسلامی دقیقا همین فرآیند را طی کرده‌اند. ما نمی‌خواهیم از یک امر دست نایافتنی دور از دسترس صحبت کنیم. نه، ما در بخشی از ماجرا واقعا می‌خواهیم آن تجربه‌ی زیسته‌ی متفکرین انقلاب اسلامی را روایت کنیم. خود روایت تجربه‌ی زیسته‌ی متفکران انقلاب، خود امام راحل بزرگوار، مرحوم شهید مطهری، مرحوم شهید بهشتی، خود حضرت آقا (حفظه الله و ابقی)، این‌ها واقعا این فرآیند را طی کرده‌اند و در پشت انقلاب اسلامی و در پشت حوزه‌های علمیه‌ی ما کاملا یک امر محقق است. اگر بتوانیم این را به زبان دانش تبدیل کنیم، به یک روایت حاکم در فضای حل مسئله‌های واقعی میدان تبدیل کنیم، جذابیت این روایت بسیاری از نخبگان ما را می‌تواند فعال کند و می‌تواند یک تجربه‌ی محققی برای پیشبرد اهداف بنیاد باشد.

تلاش ما این است که از تمام ظرفیت‌های دانشی حوزه، از تمام ظرفیت‌های متفکرین انقلاب اسلامی و همان‌طور که فرمودند آن الگوی فرآیند حل مسئله‌ی امام راحل بزرگوار، هم در عرصه‌ی ترویج و گفتمان‌سازی و هم در عرصه‌ی تربیت و کادرسازی و هم در عرصه‌ی استعدادهایی که واقعا به فعلیت رسیده‌اند و همین الان می‌توانند بخشی از مسئله‌های واقعی نظام و بخشی از مسئله‌های جامعه را حل کنند را همزمان پوشش دهیم. با این کار به نظر می‌رسد که بنیاد می‌تواند یک مرجعیتی در حوزه‌ی علمیه و در جامعه‌ی ما برای گفتمان حل مسئله داشته باشد. منتها حمایت و تدبیر پشتیبانی حضرتعالی و مراقبت و محافظت از این نهال و باغبانی این نهال را می‌طلبد.

حجت الاسلام علی محمدی:

در سال ۱۱۳۵ از ۲۰ هزار افغان شکست خوردیم، ۱۶ سال بعد با نادر ۸۰۰ هزار نفر لشگر هند را شکست دادیم. ما در اول انقلاب اسلامی یک حضور بسیار پررنگ قدرتمند حوزه‌های علمیه در امر حکمرانی را داریم ولی به تدریج از فرآیند حکمرانی کنار گذاشته شدیم که باید در مورد ریشه‌های آن هم بحث کنیم که چرا این اتفاق افتاد. من فکر می‌کنم الان آن ۱۶ سال بر ما گذشته و افراد زیادی شکل گرفتند و پرورش پیدا کردند که اگر بزرگان حوزه برای این جمع نادری کنند، می‌توانیم خیلی قدرتمند و اثرگذار باشیم.

در جنگ پیروزی بر افغان‌ها معروف است که نادر دید یک نفر خیلی خوب می‌جنگد. گفت: سرباز! به اینجا بیا. سرباز آمد. نادر به او گفت: مردک! تو کجا بودی که افغان‌ها توانستند اصفهان را بگیرند؟ گفت: سلطان به سلامت باشد، ما بودیم، نادر نبود.

ما نیازمند یک حمایت هستیم و به نظرم الان فرهیختگان و دانش‌آموختگان حوزه به سطحی از بلوغ رسیده‌اند که بتوانند پیچیدگی‌های مواجهه با بروکراسی و ساختارهای حاکمیتی را درک کنند و بتوانند در عین اتصال به سنت حوزوی خودشان در این پیچیدگی حضور پیدا کنند و اگرنه یا مجبور می‌شویم اگر تک بیافتیم، منزوی شویم و یا اگر ورود می‌کنیم از عقبه‌ی علمی خودمان جدا شویم. ما نباید نخبگان خودمان را به دل دستگاه‌های حاکمیتی بفرستیم، آنجا ذبح می‌شوند، عقبه‌ی خودشان را از دست می‌دهند. حوزه‌های علمیه باید از نخبگان خودشان در یک حائل مرزی حمایت کنند تا حریت فضای پژوهشی و علمی طلاب در مواجهه با نسبت مؤمنانه‌ای که با نظام حاکمیت دارد، نسبت نصیحت و نسبت حمایت دارد، قطع نشود. ما اگر این را از دست بدهیم، به نظرم ناگزیر می‌شویم از حریت پژوهشی خودمان جدا شویم و یا اگر بخواهیم روی آن اصرار کنیم، منزوی می‌شویم.

فکر می‌کنم الان به حدی رسیده‌ایم که بتوانیم آن وظیفه‌ی مادری خودمان نسبت به نظام اسلامی که حضرت آقا فرمودند را به خوبی ایفا کنیم و این مستلزم ایجاد شبکه‌ها و هسته‌های قدرتمند حل مسئله در مواجهه با مسئله‌های پیچیده‌ی حاکمیتی است. به نظرم حضرت آقا سه نکته در بحث تحول در این چند سال گفته‌اند که؛ باید تحول اتفاق بیافتد، تحول امام می‌خواهد، تحول مبنا می‌خواهد، تحول پیچیدگی دارد، با بساطت نمی‌توان با آن مواجه شد، باید با مسئله‌ها مماس شد. امیدواریم ان‌شاءالله با این بزرگواری که جناب آقای لولاچیان، جناب آقای امرودی و بزرگواران دیگر دارند و حمایت‌هایی که حضرتعالی و مجموعه‌ی مدیریت حوزه‌های علمیه می‌کنند ان‌شاءالله بتوانیم این سامانه‌ها را شکل دهیم و ان‌شاءالله برای اصلاح دور بعدی حاکمیت اسلامی و تحقق احکام الله ان‌شاءالله آماده شویم

ورود/ثبت نام